تبلیغات
السلام علیک یاحسین(ع) - گنجشک و آتش

گنجشک و آتش

«داستان گنجشک و آتش»


گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!

پرسیدند : چه می کنی ؟

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و...


آن را روی آتش می ریزم !

گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!

گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟

پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!





موضوع: خدا،
برچسب ها: دوست واقعی، کمک، تلاش، گنجشک و آتش،
[ چهارشنبه 28 خرداد 1393 ] [ 03:09 ب.ظ ] [ سیدعلیرضا سقایی ]