تبلیغات
السلام علیک یاحسین(ع) - خدا

خدا

خدا : بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است .
بنده : خدایا ! خسته ام ، نمی توانم
.
خدا :
بنده ی من ، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان .
بنده : خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم
.
خدا :
بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان .
بنده : خدایا ! 
سه رکعت زیاد است .
خدا :
بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان .
بنده : خدایا ! امروز خیلی خسته ام ! آیا راه دیگری ندارد ؟
خدا :
بنده من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله .
بنده : خدایا ! در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد
!
خدا :
بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله .
بنده : خدایا ! هوا سرد است ! نمیتوانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم .
خدا :
بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب میکنیم .
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد .
خدا :
ملائکه ی من ! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده ، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده .
ملائکه : خداوندا !
دوباره او را بیدار کردیم ، اما باز خوابید .
خدا : ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست .
ملائکه : پروردگارا ! باز هم بیدار نمی شود
!
خدا :
اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر میآورد .
ملائکه : خداوندا ! نمی خواهی با او قهر کنی
؟
خدا :
او جز من کسی را ندارد ... شاید توبه کرد ...
بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری .




موضوع: خدا، بخشش،
برچسب ها: خدا،
[ شنبه 15 آذر 1393 ] [ 03:29 ب.ظ ] [ سیدعلی رضا سقایی ]